چشمان تو وقتی که پر از خلسه ی خوابند
انگار دو پیمانه ی شیرین شرابند
انگار که ان پلک زدن های مکرر
همچون پر پروانه لب برکه ی ابند
از روز ازل لایق چشمان تو این بود
که اینگونه در ایینه ی مهتاب بتابند
اصلا تو قشنگی و کسی مثل تو را نیز
در هیچ کجا هیچ مکان باز نیابند
برچسب:
نویسنده: آرمان اسدی
دلت که آرام نباشد خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ بیخیالی هایت هم دردی دوا نمی کنند کافیست بهانه اش جور شود بغض امان نمیدهد...
برچسب:
نویسنده: آرمان اسدی
تو ” آن نیستی که به یادت بیاورم ، “ تو ” آن همیشه ای که به یادم می مانی . . .
برچسب:
نویسنده: آرمان اسدی